پشت صحنه زندگی من



برای اولین بار تو زندگیم کابوس دیدم! به طوری که با فریاد از خواب پریدم. در واقع نپریدم، میدونستم خوابم و گیر افتاده بودم و نمیتونستم بیدار بشم، نمیتونستم از چنگ اون بازوی سیاهی که دورم پیچیده بود خلاص بشم. دست آخر مجبور شدم سرش فریاد بکشم: بزار بیدار بشم!» . و بیدار شدم.

برای چند لحظه منتظر بودم. منتظر همون وضعیت خواب بودم اما بجاش فقط دیوارهای اتاقم رو میدیدم. به خودم اومدم. بلند شدم و نشستم. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که این اولین باره که من کابوس دیدم. یه کابوس واقعی!»

ادامه مطلب

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

hight88 sabt-bonyad lissgap فروشگاه اینترنتی نمونه سوالات اتاق اصناف Richard viltafepi دانلود فیلم ایرانی آشپزي و غذاهاي خوشمزه